تهران امروز پر از برج ها و آپارتمان هایی است که اگر تابلو خیابان را برداری دیگر نمی توانی تشخیص بدهی اینجا تهران است، استانبول است یا هر شهر بی نام دیگری نمای سنگی تکراری، پنجره های یک شکل، بالکن های بی استفاده و برج هایی که فقط بلندتر شده اند، نه بهتر!
این پست درباره معماری بی هویت تهران است؛ این که چرا ساختمان های جدید شبیه هم شده اند و این وضعیت چه اثری روی ما می گذرد.
در واقع به معنی این است که نه ریشه ای در فرهنگ و اقلیم دارند، نه نشانی از تاریخ و هویت شهر و نه پاسخی جدی به نیازهای واقعی ساکنان خواهد داد. در چنین معماری ای:

در گذشته، خانه های حیاط داشتند، ایوان داشتند، سایه داشتند، درخت داشتند بار رشد جمعیت و گران شدن زمین، حیاط حذف شد و تراکم بالا رفت و آپارتمان سازی جای خانه سازی را گرفت. کم کم سرعت ساخت مهم تر از کیفیت طراحی شد.
در نتیجه معماری از طراحی برای زندگی تبدیل شد به ساخت برای فروش.
وقتی شهر شبیه هیج جا نیست و در عین حال شبیه همه جا هست آدم ها حس نمی کنند اینجا مال من است محله ها هویت بصری خود را از دست می دهند.
تکرار نمادهای یک شکل، رنگ های سرد، فرم های خشک به مرور باعث خستگی ذهن و چشم می شود. شهر دیگر الهام بخش نیست، فقط پس زمینه ای خنثی است.
وقتی در معماری، خبری از حیاط، ایوان، سایه، آجر، چوب و الگوهای ایرانی نیست؛ نسل جدید هیچ تصویری از خانه ایرانی در ذهنش ندارد
هویت معماری، آرام آرام حافظه جمعی پاک می شود.
معماری بی هویت فقط زشت نیست؛ زندگی را سخت تر، پر تنش تر و بی معناتر می کند.